برو ایدل
برو ايد ل
برو اي عاشق پست!
برو اي باده ننوشيده ز عشقش شده مست
ديگر از حال و هواي تو به تنگ آمده ام
تا به كي از غم تو
در ميان همه خلق
سر سودا فكنم
كاش ميشد ز غمت دل بكنم!
برو ايدل كه دگر با تو مرا كاري نيست
دگر اينجا
براي تو
خريداري نيست
هيچ بازاري نيست !
اين متاعي كه تو دل عشق نهادي نامش
برو بفروش به خريدار دگر
اين متاع همه نيرنگ وريا را بده بر يار دگر
برو بازار دگر !
روز اول به صد اميد به تو پيوستم
چه هوس ها كه پديدار شد و در بستم
برو بيكاره كه زين پس دگر اينجا
هوس است
پايبند تو شدن ايدل بيچاره
بس است !!
اشكان ( آشنا ) ...........
