تبليغاتX
ترا قسم به غريبان آشنا برگرد -

ترا قسم به غريبان آشنا برگرد

لحظه ی رفتن تو ، لحظه ی جدا شدن

آخرین تیر تو بود ، واسه بی وفا شدن

مثل آیینه شدی ، لحظه ی شکستنم

وحشت نبود تو ، زخم کاری به تنم

پر احساس تو بود ، همه ی خیال من

نمی دونی چی گذشت ، اون روزا به حال من

دلمو با غصه هاش ، جا گذاشتی بی هوا

رفتم از خیال تو ، از دلت شدم جدا

تو می خواستی که بری ، نمی خواستی بمونی

منو کشتی نازنین ، توی اوج جوونی

 

اشکان ( آشنا ) ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 فروردین1385ساعت 2:0 قبل از ظهر  توسط اشکان آشنا  |